عبد الجليل قزوينى رازى

359

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و سوگند يك سو نهادند و با جانب عبيد اللّه ايستادند ، حسين على ازين همه آگاه نه و چون بطفّ كربلا آمد آنها كه او را بدانجا آورده بودند بنامه ، چون عمر سعد ، و عمر و حجّاج ، و شمر ذى الجوشن بر او « 1 » فرستاد چون به دو رسيدند حسين على مىگويد كه : نه شما مرا خوانديد ؟ تو كه سنانى ، تو كه شمرى ، تو كه شبثى ، و فلان و فلان عهدنامه نوشتيد و مسلم را كه پسر عمّ من بود درخواستيد ؟ اينك صد و پنجاه نامه دارم از آن شما در خرجين « 2 » اين مىگفت : من ننوشتم ، و آن مىگفت : من ننوشتم ، و انكار و جحود مىكردند ، و آن « 3 » بزرگ و سلالهء دين پاك را بدروغ‌زن مىداشتند و تيغ در روى او كشيدند ، و آب بر وى ببستند ، و سرش ببريدند ، اگر تو ندانى كه كه كرد ؟ من دانم ، از سپاه شام بسى نبودند ، همه كوفيان رافضى بودند كه حرب او بر خود نبشتند « 4 » و او را بكشتند تا پايهء ايشان پيش عبيد اللّه ملعون زيادت شود ، و ده تن از كوفيان اسبان را بر سينهء پاك و پشت عزيز او براندند ، سينهء پرعلم باقى آل عبا ، و پشت جگر گوشهء زهرا ، شيخ ذرّيّهء مرتضى ، محبوب مصطفى ، مشهور در زمين و سما ، مذكور در ملأ أعلى خرد « 5 » بكردند و بدآنچه مىكردند تفاخر ميكردند

--> ( 1 ) - ب م : « سر او » ح ( بجاى اين دو كلمه ) : « بجنگ حسين » ( 2 ) - ع : « خرجى » و در آنندراج گفته : « خرجين بالضم و جيم تازى بتحتانى رسيده چيزى باشد از پلاس كه زاد و رخت سفر در آن نهاده و بر ستور بار كنند » . ( 3 ) - ب م : « و اين » ح د : « و آن بزرگ دين و سلالهء پاك را » . ( 4 ) - ث م ب : « بر خود نوشتند » . ( 5 ) - ع ث م ب : « خود » ح د ندارند در برهان گفته : « خرد بضمّ اوّل و سكون ثانى و ثالث بمعنى كوچك باشد كه در مقابل بزرگ است » و در آنندراج گفته ، « خرد بضمّ ضدّ بزرگ است و آن را بىواو نويسند چه آنكه با واو است مأخوذ از خوردن است نه از كوچك مقابل بزرگ » و در « خورد » گفته : « در سراج اللغات نوشته كه « خورد » بضمّ واو معدوله بمعنى طعام و ضدّ بزرگ ، بعضى گويند كه : براى معنى ضدّ بزرگ يعنى كوچك در اصل بىواو بوده و الان بواو شهرت دارد » .